جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

400

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

اهل محل در آنجا تب شيوع داشت » از قرار معلوم شاه طهماسب ، دومين پادشاه صفوى نخستين كسى است كه نسبت به آنجا تعلق خاطر ابراز كرده ، اما شاه عباس بواسطهء صرف ميوه در آنجا بيمار شد و عهد كرد كه ديگر به آن محل قدم نگذارد وى حكومت آنجا را به يكى از خان‌ها داد . تهران در عهد شاه عباس - در اين دوره چند تن از جهانگردان اروپائى به تهران آمده‌اند از آن جمله سياح ايتاليائى پيترو دلاواله ( 1618 ) و مسافر انگليسى سرتامس هربرت ( 1627 م ) كه راجع به آنجا شرحى باقى گذاشته‌اند كه درخور توجه و قابل نقل است . در اينجا ترجمهء عباراتى كه از قول نويسندهء ايتاليائى در مجموعهء سفرنامه‌هاى پين‌كرتن درج شده است ذكر مىشود : « شهر بزرگى است ؛ از كاشان وسيع‌تر است ، اما جمعيت و همچنين خانه‌هاى زياد ندارد . باغ‌هاى آن خيلى وسيع است و از همه قسم ميوه در آنجا فراوان و آن‌قدر عالى است كه به اطراف مىبرند . خان معمولا در آنجا اقامت دارد تمام كوچه‌ها جويبارهاى سرشار دارد و از ميان باغها جارى است و مايهء حاصلخيزى . خيابان‌ها داراى درختان بلند دلپسند سايه‌دارى است كه همان چنار ايرانى است و بعضى از آنها تنه‌اى بقدرى ضخيم دارند كه دو سه نفر بايد دست بهم داده آن را قلاب كنند . غير از آنچه بيان شد تهران چيز قابل ذكر ديگر حتى يك ساختمان درخور توجه ندارد . » نويسندهء انگليسى با ذوق‌تر از او بوده است و از قرار معلوم زنان تهرانى كه دل از او برده بودند چنين نوشته است : « تهران در ميان اراضى هموار و يا جلگه‌اى وسيع قرار گرفته است خانه‌ها با خشت سفيد كه در آفتاب خشگ و سخت كرده‌اند ساخته شده است . در اين شهر بالغ بر سه هزار خانه هست كه خانهء خان و بازار از همه‌جا زيباتر است ، ولى هيچ‌كدام قابل تحسين نيست . بازار دو قسمت مىشود قسمتى سرگشاده و قسمت ديگر سقف‌دار است . نهرى با دو شاخه از وسط شهر مىگذرد و باغ و بوستان را مشروب مىسازد و براى خير و بركت آن باغبان را سپاسگزارند . اهالى خوشرو و باوقارند و زنان ماهروى تهران اطوار خاص و بديع دارند ، اما حسادت مردها مانع آزادى رفتار آنها است ، باوجود اين از